خانه / اقتصاد / اقتصاد توسعه / سرمایه اجتماعی و حذف یارانه ثروتمندان

سرمایه اجتماعی و حذف یارانه ثروتمندان

موضوع جدیدی که در بحث های اقتصاد رشد ارائه شده، این است که دلیل توسعه کشورهای پیشرفته را ،بالا بودن سرمایه اجتماعی در این کشورها بیان می کند. در تئوری های قدیمی رشد، منابع اصلی تولید نیروی کار و سرمایه بود که در تئوری های بعدی این سرمایه، سرمایه انسانی را نیز دربرگرفت. ولی در ادبیات جدید رشد، مهمترین فاکتور تابع تولید کشور، سرمایه اجتماعی آن کشور بیان شده است. به طوریکه هرچه سرمایه اجتماعی کشور بالا باشد آن کشور کمتر گرفتار ریسک سیاسی و تولید قرار خواهد گرفت و روز به روز توسعه یافته تر خواهد شد.

این سرمایه را میتوان به رباط و غضرف میان دو استخوان تشبیه کرد که علاوه بر محکم نگه داشتن این دو استخوان در کنار هم، به تسهیل حرکت آنها نیز کمک میکند. در جامعه نیز این سرمایه علاوه بر استحکام روابط و تعاملات بین عوامل اقتصادی، به تحرک و روان سازی بیشتر این روابط نیز کمک میکند.

از مهمترین نوع سرمایه اجتماعی، میتوان به اعتماد متقابل بین مردم و دولت اشاره کرد. اعتمادی که یکی از مهمترین دلیل تضعیف اقتصاد یعنی شکست هماهنگی بین مردم و دولت را، حل میکند. وقتی مردم و دولت با همدیگر هماهنگ باشند و به عبارتی به هم اعتماد داشته باشند، هر سیاست مناسبی از طرف دولت باعث واکنش مناسب و همجهت از سوی مردم شده و منجر به پیشرفت جامعه خواهد شد. مثلا اگر دولت مورد مقبول مردم باشد، و سیاست رشدی را اجرا کند که در کوتاه مدت تورم یا بیکاری ایجاد کند، این دولت میتواند با اطلاع رسانی در مورد تورم و بیکاری کوتاه مدت و مزیت بلندمدت این طرح، مردم را با خود هماهنگ کند.

خاطره ای که یکی از اساتید اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تعریف میکرد جالب توجه بود. ایشان تعریف کردند که وقتی در انگلستان دانشجو بودم در تلوزیون دیدم که رییس جمهور انگلستان در مورد یک اصلاح اقتصادی حرف میزد و به مردم میگفت که این اصلاح شاید چندماهی تورم زا باشد و از مردم خواهش میکنم به ما اعتماد کنند چون این به نفع کشور و اقتصاد خواهد بود و همان لحظه من خندیدم و به صاحب خانه ام گفتم که رییس جمهور شما انگار خیلی ساده لوح است. در همان لحظه واکنش صاحب خانه برایم جالب بود که با عصبانیت گفت ما مثل شما ایرانی ها نیستیم که به رییس جمهورمان اعتماد نکنیم وقتی رییس جمهورمان حرفی میزند مطمان هستیم که به نفع ما عمل خواهد کرد. این واقعا نشان دهنده سطح سرمایه اجتماعی بالای کشورهایی از این قبیل است که با خود ثبات، رشد و عدالت را به ارمغان می آورد. مشکل اساسی که ما در کشور داریم همین نبود اعتماد است که در اواخر دولت دهم به اوج بحران خود رسید و اعتماد مردم به بی اعتمادی شدید یک مو از خرس دولت کندن تبدیل شد. ولی با آغاز دولت یازدهم این اعتماد تا حدودی با سیاستهای شفاف و غیرپوپولیستی تقویت شد که نتیجه اش را میتوان در افزایش رشد اقتصادی و کاهش تورم مشاهده کرد.

موضوع مهمی که بودجه دولت را با مشکل مواجه کرده است مسئله پرداخت یارانه ها است. یارانه ای که ناکارایی آن در انتخابات اخیر مشاهده شد که مردم به سیاستهای ارایه شده کاندیداهای رقیب آقای روحانی نه گفتند و مردم به این نتیجه رسیدند که با پول پخشی مشکل رفاه حل نخواهد شد. البته اطلاع رسانی خوب دولت  و شبکه های اجتماعی در مورد عواقب سیاست های پوپولیستی و اوضاع بحرانی کشورهای پوپولیستی نظیر ونزولا، بسیار موثر بود. مشکلی که دولت و حتی اقتصاد با پرداخت یارانه درگیر است این است که واقعا توان پرداخت به همه را نداشته و نیاز به انصراف یا حذف چند ده میلیون نفر از یارانه است.

دولت در صورتی میتواند یارانه های چنددهک بالا و ثروتمند را حذف کند که با شفافیت مالی و اطلاع رسانی صحیح ، اعتماد این  قشر را به دست آورده و به آنها اطمینان دهد که صرفا این پول ها در راستای فقر زدایی و پیشرفت کشور خرج خواهد شد. وقتی این عده مطمان باشند که یارانه آنها(که عموما این میزان یارانه نقش زیادی در رفاه آنها ندارد) در این جهت خرج میشود با رضایت بیشتری تن به این سیاست خواهند داد. چون اینها نیز میدانند که جامعه ای سالم و امن خواهد بود که فقر و نابرابری در آن حداقل است و این معضلات ذاتا پدیده ناخوشایندی است که مشکلاتی را به صورت هرج و مرج و عدم امنیت ناشی از فقر ، برای آنها نیز ایجاد خواهد کرد.

منصور ایزدپناه، دانشجوی دکتری اقتصاد نظری

720

درباره منصور ایزدپناه